X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

روزنوشت – 4  چاپ

تاریخ : یکشنبه 1 تیر 1393 در ساعت 09:24

وای وای امروز چرا انقدر گرمه ...


دیروز که تو شرکت یه عالمه کار داشتم ، بواسطه اینکه این چند روز نصفه نیمه بودم همه کارا جمع شده بود روهم ، انقدر سرم شلوغ بود که اصلا نفهمیدم کی 6 شده ، آخه من اصولا حدود 5 - 5.30 از شرکت میزنم بیرون که تا برسم خونه باید بدو بدو کنم سمت باشگاه ، حالا فکر کنید دیروز ساعت 6 زدم بیرون دیگه اصلا نفهمیدم چطوری رسیدم خونه و فقط ساک ورزشیمو برداشتم و دوباره بدو بدو...

حالا انقدر از صبح بدو بدو کرده بودم دیگه تو باشگاه اصلا حال نداشتم و به زور دستام بالا میومد چه برسه به بدو بدو ...

(دقت کردید چقدر از کلمه بدو بدو استفاده کردم ؟؟؟ اونجوری نگاه نکنید ... عمدی بود )

از باشگاه هم بدو بدو  به سمت خونه ، که برسم دوش بگیرمو و نماز و بعد بشینم پای تی وی که فوتبالو ببینم (وای که چقدر حالم گرفته شدا .....)

بعد از فوتبال دکتر آنلاین شد کمی باهم حرف زدیم ، یه خبر خوب هم بهم داد (خبری که در مورد کارش بود و ماهها منتظرش بودیم ) و بعدش هم دیگه واقعا از بی خوابی بیهوش شدم ...



نظرات (2)
بدو بدو اومدم نظرم بدم
منم امروز وضعیت تو رو دارم خدا کنه فقط تو باشگاه خوابم نبره!
دوست خوبم:
بدو بدو
هورااااااااا ... من امروز باشگاه ندارم...
گویا این روزا گرمه من روزا که اکثرن خونه هستم .
شربت ابلیمو بخور گرما زده نشی
دوست خوبم:
خوشبحالت که خونه ای...
ممنون عزیزم ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد