X
تبلیغات
رایتل

روزنوشت-16  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 14 مرداد 1393 در ساعت 10:58

میدونم خیلی وقته ننوشتم...

میدونم خیلی حرفا داشتم که میخاستم بنویسم و ننوشتم...

میدونم میومدم اینجا رو باز میکردم که بنویسم و باز هیچی نمی نوشتم....

اما نمیدونم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


این 10 روز گذشته هم همش درگیر جمع کردن و پک کردن اثاثیه و  آماده سازی اون آپارتمان بودیم ، الان در میان انبوهی از کارتن و خرت و پرت زندگی میکنم ، همه ی کارام درهم برهمه 

مامان و بابا دو روز تعطیلی اومدن کمکم اما واقعا دست تنهام و خیلی سخته همه ی کارا رو تنهایی ردیف کردن.

جالب اینه همیشه برای همه ، بودم و الان هیچ کس دور و برم نیست ...

بهرحال مثل همیشه میدونم باید خودم بزنم پشت خودم و بگم یا علی...

نظرات (3)
سلام. خوبی من و شما اینه که از نبود کسی دلگیر نمیشیم. تا بوده، خودمون بودیم و همت مون! و البته خدایی که پشتمونه!!!!!
دست حق نگهدارت!
دوست خوبم:
قربونت برم آشتی جون که همیشه بمب روحیه ای...
چرا سر نمی زنی غایبی ها
دوست خوبم:
هستم که ...
همیشه هم میخونمت بابا !!!
تازه رمزی هم که نوشتی رمز بمن ندادیا ....
کمک خواستی ما هستیما
دوست خوبم:
ای جاااانم
کلی روحیه گرفتم ....
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد