X
تبلیغات
زولا

روزنوشت-24  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 13 شهریور 1393 در ساعت 11:00

دیروز بعد از گذاشتن پستم احساس کردم سر دردم خیلی شدید شده ، آخه از صبح یه کم سردرد داشتم اما ظهر دیگه خیلی خیلی شدید شده بود اصلا هم میل به هیچی نداشتم ، واسه همین یه لیوان شیر خوردم ، آقا ما این شیرو خوردیم یه دفعه دنیا جلوی چشممون تیره و تار شد ، گلاب به روتون یه حالت تهوع شدید هم گرفتم با سرگیجه وحشتناااااک 


  

خلاصه از یکی از بچه های شرکت خواستم منو برسونه درمانگاه ، دکتر فشارمو که گرفت رو 10 رو 6.5 بود و گفت یه سرم هم باید بزنی تازه ممکنه چربی خونت هم بالا رفته باشه  حالا من ضعیف ، مدامم چای سبز میخورم که میدونم فشار خونم بیشتر واسه همین پایینه اونوقت چطور میشه چربیم همیشه لب مرزه ؟؟؟؟؟ والا واسه خودم تعجبه ؟؟؟؟

خلاصه 3-4 تا آمپول زدن و سرم رو وصل کردن و بهتر شدم ...

قبلش به دکتر اس زدم که حالم خوب نیست دارم میرم درمانگاه ، اما خیلی دیر جواب داد وقتیکه من دیگه سرمم تموم شده بود و گفت که تو جلسه بوده ،‌ قبلش باهم هماهنگ کرده بودیم که عصر بریم برای خرید لوستر ، ازم پرسید که عصر کنسله اما من احساس کردم بهترم و میتونم که بریم این بود که گفتم بهترم و میتونم بیام ...

عصر رفتم سر قرارمون و بالاخره طلسم خرید لوستر هم شکست و ما لوستر هال رو خریدیم اما مال اتاق خوابا و آشپزخونه موند تا یه روز دیگه بریم ...

امروزم از صبح دوباره یه کم احساس سردرد دارم ، عصرم با مامان وقت داریم برای تزریق بوتاکس ... 

وای امروز کلی کار دارم خدایا یه انرژی بهم بده .... 


 

نظرات (1)
مراق بخودت باش به خودت فشار نیار بابا

امروز خورشت بامیه درست کن :دی
دوست خوبم:
الهی فدااات دوست جوووون
از پیشنهادت ممنون ، عجب پیشنهادی
اما امروز خونه مامی هستیم میذارم برای جمعه یا شنبه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد