X
تبلیغات
رایتل

روزنوشت-42  چاپ

تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 در ساعت 15:24


 

 خوب همونطور که از عکس برمیاد من هفته پیش رفتم سونو آنومالی و دکتر همین که دستگاه رو گذاشت گفت به به عجب دختری ...!!!

هفته پیش ، کلا هفته شلوغی بود روز دو شنبه برای همسری تو خونه مامی یه جشن تولد سورپریزانه گرفتیم که خیلی خوشحال شده بود 

سه شنبه غروب که وقت سونو داشتم و همسری هم بشدت سرماخورده بود اما با من اومد تا نی نی رو ببینه و رفتیم خونه افتاد تو تختخواب با اینکه قرار بود روز 4 شنبه صبح همگی بریم شهرستان پدری مامان اما ما نتونستیم و موندیم که دکتر کاملا استراحت کنه خدارو شکر برای 5 شنبه بهتر بود و بعد از اینکه صبح رفت اداره کارتابلش رو امضا کرد اومد راه افتادیم رفتیم شهرستان.

گفته بودم که شهر مامانم نزدیکه و مامان اینا ( یعنی بهمراه خاله و داییم ) اونجا رو تبدیل به یه ویلای کوچولو کردن که استراحتگاه خوبی برای ایام تعطیل محسوب میشه با اینکه روز قبلش بارونی بود اما ما تا رسیدیم خدارو شکر هوا خوب شد و آفتاب دراومد.

البته دختر دائیم 5 شنبه شب اونجا یه تولد کوچولو گرفت و یه کم شلوغ پلوغ بود اما کلا خوش گذشت و یه کم آب و هوام عوض شد .

حالا از امروز باید دنبال اسم برای پرنسسم باشم چون اگه راستش رو بخواین من تا همون روز سونو احساس میکردم بچه م پسره و همه علایمم هم پسرونه بود واسه همین اسم انتخابیم هم اسم پسر بود ...

من از همین حالا دارم روزشماری میکنم که هرچی زودتر بتونم پرنسسم رو تو بغلم بگیرم ( از امروز هرجا اسم از پرنسس برزم منظورم دخمریم هستشا ... )

نظرات (8)
سلام
واقعا تبریک اول به خاطر ازدواج موفقتون دوم به خاطر مامان سدنتو
نشالله بچه تون سالم بدنیا میاد
من از شهریور پارسال دیگه نسد بیام تو وبلاگتون...اول خوشحالی قبول شدنم ...تو دکتری...بعد دردسرهای طلاقم که هنوز هیچیش پیش نرفته...با دیدن خوشحالی شما واقعا خیلی خوشحالم ...شما گذشته خیلی سختی رو پست سر گذاشتین...منم خدا گوشه نگاهش بهم کرد و بکی از بهترین دانشگاه های تهران دکتری قبول شدم و مشغول درس خوندن ام.
احتمالا منو بادتون نمی باد اما من همش شما تو ذهنم بودید و هی میحوایتم بیام به سر برنم .ترس اجازه نمیداد...مبگفتم نکنه هنوز شاد نشدید و ترس دارید از آینده ...خدا رو شکر که خوشحالید و الان به مامان خیلی خوبید..مراقب خوتدن باشید برای منم دعا کنید
دوست خوبم:
سلام عزیزم
کاملا به خاطر دارمت و اتفاقا چند وقت پیش به یادت بودم و به این فکر میکردم خبری ازتون نیست
خوب خدا رو شکر که به خواسته دلت رسیدی و موفق شدی تو یکی از بهترین دانشگاهها ادامه تحصیلات بدی امیدوارم مسیر موفقیتتات همچنان ادامه دار باشه . کلی روزهای خوش در انتظارت
نی نی دختر خیلی خوبه ..
دیگه برو سراغ خرید جینگیلی مستون
دوست خوبم:
واااای آره انقدر دوست دارم برم براش کلی خرید جینگیلی مستون کنم ...
اما هنوز هیچی نخریدم ...
سلام.
تبریک!
ای جووووووووووووووونم! عشق منه دختر! خدا حفظش کنه. ایشالا که سالم و صالح باشه!
دوست خوبم:
سلام آشتی جون
عزیزدلمی ، ممنونم
سلام مبارک باشه خانم گل
دوست خوبم:
ممنون عزیزم
عزیزززززززززززززززززم دختر.
پرنسس کوچولو به سلامتی به دنیا بیاد و بختش بلند و قشنگ باشه
همسری هم به شدت دوست داره و معتقده تا دختر نداشته باشه انگار پدر نشده
امیدوارم یه اسمه زیبا که برازندش باشه پیدا کنی(انتخاب کنی)
همیشه سلامت باشی عزیزم
دوست خوبم:
قربونت ندا جون
ااااااااااااااای جاااااااااااااااااااااانم دختر
مطمئنا مثل مامانش مهربون و دوست داشتنی میشه
دوست خوبم:
جاااانم نازلی جون
انشالله که بزودی قسمت خودت بشه
وااای دزی دیدی گفتم دخمله
مثکه یادت رفته من جن دارم هاااا


خدا حفظش کنه
چشم رو هم بذاری تو آغوشته عزیزم
دوست خوبم:
آره افروز اتفاقا دیروز که پست مینوشتم همش یادت بودم و به این فکر میکردم که حدست درست بوده ....
قربووووونت
دزیره جان مبارکههههههههه، انشاالله به سلامتی و مبارکی، مراقب خودت و گل دختر باش.بوس برای دخملی
دوست خوبم:
ممنونم طلوع عزیز
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد