X
تبلیغات
رایتل

روزنوشت- 51  چاپ

تاریخ : دوشنبه 11 خرداد 1394 در ساعت 13:18

دیروز رو هم مجبور شدم برم کلاس ورزش و استخر ،‌مجبوووووورم مجبوووووووووووووور ... میفهمید ؟؟؟ 

آهان فکر کنم این موضوع رو نگفته بودم .....

آخه میدونید چی شده ، من خیلی دلم میخاست میتونستم بصورت طبیعی زایمان کنم و زیر تیغ جراحی سزارین نرم اما مثل اینکه این دخمری ما دلش نمیخاد ... چون کاملا بصورت بریج قرار گرفته و مثل اینکه خیال هم نداره سفالیک بشه که من بتونم طبیعی بدنیا بیارمش ، برای همین دکتر بهم پیشنهاد داده بود یه سری ورزش خاص و استخر رو امتحان کنم که شاید ایشون اون تو از جاشون تکون بخورن و بچرخن که البته تو این هفته های آخر احتمالش رو خیلی پایین میدونن.

حالا ما که هرکاری از دستمون بر میومد انجام دادیم و بقیه ش رو سپردم دست خدا ...

البته هفته آینده سونو دارم و تصمیم نهایی تو هفته آینده گرفته خواهد شد که این پرنسس ما چطوری میخان قدم رنجه فرموده و به این دنیا تشریف فرما بشن..... 

خدایا من که تا اینجا همه چیز رو سپردم بخودت بقیه ش هم توکل به خودت....

نظرات (5)
چه اجباراتِ خوبی

هر چی که بشه ایشالا بهترین و راحت ترین زایمان رو داشته باشی عزیزم
دوست خوبم:
ممنونم عزیزکم ....
سلام
ایشالا به خوبی و خوشی تموم شه بارداریتون
دختر خانومتم سلامت بیاد پیشتون
دوست خوبم:
سلام عزیزم
ممنونم
سلام عزیزم. هرچی که خیره. منم خیلی دوست داشتم طبیعی بزام ولی شکل استخوونهام جوری بود که بچه گیر میکرد و رد نمیشد!!!!!!
ما رو بی خبر نذاری ها. خبرمون کن.
دوست خوبم:
سلام عزیزم ، آخی آره گاهی یه چیز میخای و یه چیز دیگه میشه ،
واقعا هر چی خیره همون انشالله بشه ...
سلام عزیزم
به سلامتی و دل خوش
خیلی اصرار به زایمان طبیعی نذاشته باش
تو سن بالاتر زایمان طبیعی سخت تره منظورم اولین زایمان تو سن بالآی ٣٠ هست
و عوارضش هم کم نیست
دوست خوبم:
آره میدونم عزیزم
انشالله هرچی خیره پیش میاد....
دزیره جان پس دوست داری طبیعی زایمان کنی؟انشاالله که هر چه خیر است پیش آید،توکل بر خدا.موقع زایمان دعا برای ما خواننده های وبلاگت یادت نره.
دوست خوبم:
آره عزیزم ، چشم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد